𝓐𝓷𝓪𝓱𝓲𝓭 (◦•●◉✿اســماءالـهدی✿◉●•◦)𝓐𝓷𝓪𝓱𝓲𝓭 (◦•●◉✿اســماءالـهدی✿◉●•◦)، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره
𝓜𝔂 𝓫𝓵𝓸𝓰𝓜𝔂 𝓫𝓵𝓸𝓰، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
𝓬𝓸𝓸𝓴𝓲𝓮 (𝓶𝔂 𝓬𝓪𝓽)𝓬𝓸𝓸𝓴𝓲𝓮 (𝓶𝔂 𝓬𝓪𝓽)، تا این لحظه: 5 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
𝓕𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓱𝓕𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓱، تا این لحظه: 21 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره
𝐹𝓇𝒾𝑒𝓃𝒹𝓈𝒽𝒾𝓅 𝓌𝒾𝓉𝒽 𝐹𝒶𝓉𝑒𝓂𝑒𝒽 𝒮𝒶𝓃𝒶𝐹𝓇𝒾𝑒𝓃𝒹𝓈𝒽𝒾𝓅 𝓌𝒾𝓉𝒽 𝐹𝒶𝓉𝑒𝓂𝑒𝒽 𝒮𝒶𝓃𝒶، تا این لحظه: 4 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
𝓒𝓸𝓸𝓴𝓲𝓮 𝓬𝓸𝓶𝓮𝓼 𝓽𝓸 𝓸𝓾𝓻 𝓱𝓸𝓾𝓼𝓮𝓒𝓸𝓸𝓴𝓲𝓮 𝓬𝓸𝓶𝓮𝓼 𝓽𝓸 𝓸𝓾𝓻 𝓱𝓸𝓾𝓼𝓮، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره
𝓞𝓭𝓲𝓷 𝓬𝓸𝓶𝓮𝓼 𝓽𝓸 𝓸𝓾𝓻 𝓱𝓸𝓾𝓼𝓮𝓞𝓭𝓲𝓷 𝓬𝓸𝓶𝓮𝓼 𝓽𝓸 𝓸𝓾𝓻 𝓱𝓸𝓾𝓼𝓮، تا این لحظه: 4 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

داستان های خواهر بزرگ 15 ساله

بیاید دنیا رو رنگی کنیم🌈

یه شعور معذرت

1403/7/20 0:26
189 بازدید
اشتراک گذاری

به عنوان کسی که فقط یه ماهه که خیر سرم پیجم رشد کرده و یه آنلاین شاپ به حساب میاد، بعضی از مردم واقعا مرض های بیشعوری رو جا به جا کردن. 

زود میرم سر اصل مطلب چون از اول شب اعصابم سرش خورده. 

یه خانوم محترمی ده روز پیش به من پیام دادن که چهره شهید ابراهیم هادی رو برای من گلدوزی کن، لطف کردن کلی هم قربون صدقه من و هنر دستم رفتن و ساعت ها در ستایش مقام بلند شهدا و ارزش کار دست و هنر سخنرانی فرمودن و بنده رو شرمنده خودشون کردن. 

منم بهشون گفتم باشه عزیزم من تا شونزده مهر وقتم پره سفارشای دیگه دارم، شونزدهم طرح کار شما رو میکشم، بعد عکس طرح اولیه رو براتون میفرستم، شما مبلغ بیعانه رو واریز کن، بعدش هم کارت رو میدوزم و عکسش رو برات میفرستم و وقتی تائید دادی بقیه مبلغ و هزینه پست رو میریزی برام، منم برات پست میکنم. اونم دوباره با کلی استیکر قلب و بوس و گل و قربونت برم و عزیز دلم قبول کرد. 

در تمام این مدت هم مدام به من پیام میداد که آره عزیزم من دعا دعا میکنم زودتر شونزدهم بشه بهت سفارش بدم، میخوام عکس این شهید عزیز در در قالب یک هنر زیبا بزنم به دیوار کارگاه خیاطیم که برام نور و برکت بشه و اره ارزش کار دست خیلی بالاست و هنرت اینقدر قشنگه که منم میخوام بیام ازت گلدوزی یاد بگیرم و چه و چه و چه. 

بعدشم شد شونزدهم و ما ساعت ها وقت گذاشتیم که با این خانوم بشینیم طرح انتخاب کنیم و ابعاد رو انتخاب کنه و...

هیچی دیگه طرح هم انتخاب کردیم و من رفتم براش کشیدم و و عکسش رو هم فرستادم. اونم گفت اره عزیزم خیلی خوب شده. شماره کارت فرستادم گفتم خب پیش پرداختم بزنین و اونم گفت اره وقتی رفتم بیرون برات میریزم. بعد منم گفتم ممنونم قشنگم فیشش هم بفرست.

و در کمال تعجب این خانوم منو بلاک کرد😳

یا للعجب! روانی شدن مردم!

خب من اصلا پیش پرداخت گذاشتم که فقط اگر کسی قصدش جدی بود سفارش بده.که بعدا اینطوری نشه که من بدوزم و بعد طرف نتونه کنسل کنه و من شرمندش بشم. پس اصلا نمیتونه بگه من میخواستم سفارش رو کنسل کنم ترسیدم قبول نکنی بلاک کردم.

خب من هنوز چیزی رو ندوختم! میخوای کنسل کنی عین ادم بگو میخوام کنسل کنم. منم میگم باشه. بلاک چرا میکنی دیوانه؟ که چی مثلا؟

اینقدر کارش عجیب بود که رفتم یه دور چتامونو خوندم از اول ببینم من شاید حرف بدی زدم. ولی نه هم من و حتی اون خیلی داشتیم به خوبی حرف میزدیم. یکهو این کار واقعا زشت رو انجام داد. واقعا شخصیت و شعور و ادب هم خوب چیزیه!

کتاب لطفاً گوسفند نباشید

پسندها (5)

نظرات (0)