خاطرات امروز+حس عجیب
امروز صبح یکم دیر بیدار شدم
🥱 و چند ساعت بعد ناهار آماده شد
🥘 ناهار ماهی بود و من خیلی خوشم اومد چون یک عالمه سرخ شده بود و من دوست دارم هم ماهی هم مرغ زیاد سرخ بشه. ماهی هم ماهی سفید بود که ماهی موردعلاقه منه. سبزی پلو هم به شدت خوب بود![]()
بعد از ناهار یکم تو نی وبلاگ چرخیدم و کتاب خوندم (کتاب مدرسه جن زده و یک عدد نوخودی به فروش میرسد) تا اینکه بعد از ظهر شد و ما رفتیم بیرون.![]()
البته بارون میومد و کم کم هم شدید شد. رفتیم گل و بلبل و بستنی خوردیم.![]()
خیلی بستنی گل و بلبل خوبه برعکس عمو رحیم. بعد هم رفتیم خرید. 🛒🛍 و من یک مقدار مینی کیک خیلی خوشمزه و گوگولی خریدم منظورم کاپ کیک نیست هاااااا مینی کیک یعنی کاپ کیک خیلی خیلی خیلی کوچولو🧁🧁. درکل عالی بود. درضمن یه حس عجیبی دارم حس میکنم بعد درد دل دیروزم تو وبلاگ که رمز داشت و شما نخوندید قراره آرزوم براورده بشه. نمیدونم![]()
![]()









خاطرات امروز+حس عجیب 

