𝓐𝓷𝓪𝓱𝓲𝓭 (◦•●◉✿اســماءالـهدی✿◉●•◦)𝓐𝓷𝓪𝓱𝓲𝓭 (◦•●◉✿اســماءالـهدی✿◉●•◦)، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره
𝓜𝔂 𝓫𝓵𝓸𝓰𝓜𝔂 𝓫𝓵𝓸𝓰، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
𝓬𝓸𝓸𝓴𝓲𝓮 (𝓶𝔂 𝓬𝓪𝓽)𝓬𝓸𝓸𝓴𝓲𝓮 (𝓶𝔂 𝓬𝓪𝓽)، تا این لحظه: 5 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
𝓕𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓱𝓕𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓱، تا این لحظه: 21 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره
𝐹𝓇𝒾𝑒𝓃𝒹𝓈𝒽𝒾𝓅 𝓌𝒾𝓉𝒽 𝐹𝒶𝓉𝑒𝓂𝑒𝒽 𝒮𝒶𝓃𝒶𝐹𝓇𝒾𝑒𝓃𝒹𝓈𝒽𝒾𝓅 𝓌𝒾𝓉𝒽 𝐹𝒶𝓉𝑒𝓂𝑒𝒽 𝒮𝒶𝓃𝒶، تا این لحظه: 4 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
𝓒𝓸𝓸𝓴𝓲𝓮 𝓬𝓸𝓶𝓮𝓼 𝓽𝓸 𝓸𝓾𝓻 𝓱𝓸𝓾𝓼𝓮𝓒𝓸𝓸𝓴𝓲𝓮 𝓬𝓸𝓶𝓮𝓼 𝓽𝓸 𝓸𝓾𝓻 𝓱𝓸𝓾𝓼𝓮، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره
𝓞𝓭𝓲𝓷 𝓬𝓸𝓶𝓮𝓼 𝓽𝓸 𝓸𝓾𝓻 𝓱𝓸𝓾𝓼𝓮𝓞𝓭𝓲𝓷 𝓬𝓸𝓶𝓮𝓼 𝓽𝓸 𝓸𝓾𝓻 𝓱𝓸𝓾𝓼𝓮، تا این لحظه: 4 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

داستان های خواهر بزرگ 15 ساله

بیاید دنیا رو رنگی کنیم🌈

یکی دیگه از اکانت های بهار شناسایی شد

بچه ها دوباره سلام. بهار یک اکانت دیگه هم داره که من همین الان متوجه شدم هنوز مسدود نشده. البته فکر نمیکنم در اون اکانت فعال باشه هنوز مالیو؟ دقیق نمیدونم اسمش تو این اکانت چیه همون اسم کاربریش رو نوشتم. مطمئنم اینم بهاره و از مدیریت درخواست میکنم این رو هم مسدود کنه. ممنون از کسایی که پست گذاشتن. اصلا فکر نمیکردم این همه ادم پشتمون باشن. همونطور که گفتم بچه هایی که قرار بوده پست بذارن همچنان پست بذارن هشتگ یادتون نره #اتحاد_نی_نی_وبلاگی ...
12 شهريور 1401

متحد بمونید

بچه ها اناهیدم وقت ندارم پروفایلم رو بذارم. فقط خواستم بگم درسته بهار با هر 3 اکانت حذف شده ولی اونایی که قراره پست بذارن همچنان بذارن که مدیریت این دفعه بیشتر جدی بگیره و با 2 بار اصرار کردن بهار دوباره برش نگردونه. ببینه چند نفر نمیخوان بهار رو تو وبلاگ. ممنون که پشت من و سانا بودید.  دوستتون دارم و منتظر پست هاتتون با هشتگ مون هستم #اتحاد_نی_نی_وبلاگی
12 شهريور 1401

اتحاد نی نی وبلاگی

سلام. آناهیدم. امروز اومدم حرف بزنم. راجع به یک چیز مهم. بهار رو که میشناسیم. هممون. بعضیا به اسم بهار بعضیا به اسم خاطراتی به رنگ طوسی بعضیا خاطرات انگوری. بعضیا قلب زیبا بعضیا قلب آلبالو و بعضیا قلب صورتی. اما در نهایت میشناسیمش. آذر سال 1400 رو یادتونه؟ چقدر سر چند تا شخصیت که درنهایت کارتونی بودن نه بیشتر به دوستاش فحش داد. بدترین فحش ها رو به من رها اوا ریحانه ووووو سانا! میداد. همونموقع مدیریت مسدودش کرد و بعد از اون دل من و سانا براش سوخت و هر 2 تلگراف زدیم و تونست برگرده. اونم بعد به عالمه مدت. مدت زیادی مدام وب میزد و مسدود میشد. الان بهار دوباره برگشته. اما نه با 1 کاربری. بلکه با 3 کاربری که در ن...
11 شهريور 1401

سانای عزیزم تولدت مبارک.

13 ابان 1400. شاید از آشناییمون 2 ساعت گذشته بود. شاید کمتر و شایدم بیشتر. دقیق یادم نیست. دستپاچه هر چرت و پرتی رو برای امید دادن بهت و راضی کردنت برای امریکا رفتن میبافتم. تو همون گفتگوی اول فهمیدم چرا اینقدر دوست داری. چرا اینقدر دنبال کننده ها و کامنت هات زیاده. چون خاصی و دوست داشتنی. از همون گفتگوی اول فهمیدم تو از این به بعد دوستمی.  و چقدر ناراحت شدم که فکر میکردم نمیتونی از امریکا باهام در تماس باشی. من 11 سال و 2 ماهم بود و تو 16 سال و 2 ماه. این 10 ماه که دوستت بودم رو از همه 2 سالی که وبلاگ رو دارم بیشتر دوست داشتم و دارم.  بله هنوز تو رو یادمونه. چه 1 هفته نباشی...
10 شهريور 1401

دوست عزیز و محترم. بهت هشدار میدم

دوست عزیز و محترمی که خودت میدونی کی هستی و منم تورو از روی عکس گربه پروفایلت میشناستم چون جداگانه عکس گربه رو برام فرستاده بودی. بهت هشدار میدم که اگر دوباره آوای عزیزم رو اذیت کنی یا به من تلگراف های آزار دهنده و کامنت های چرت بدی به نی نی وبلاگ میگم کی هستی و احتمالا ای پیت رو به طور کل مسدود کنن. تا 11 ام بهت وقت میدم دست از سر آوا برداری و ازش عذر خواهی کنی.... وگرنه هر هویت هر 3 اکانتت لو میره. کامنت ها رو میخونم و تائید نمیکنم چون پست موقته
10 شهريور 1401

کامل الخاطرات

سلام بچه هاااااا. آناهید اومدههههه. اومدم کل خاطرات این ماه رو بنویسم.    9 تیر امسال مامانم گفت میخوایم بریم صها شهر. صهاشهر یک مجتمع تفریحیه. صهاشهر جاییه برای خانواده شهدا و جانبازایی که اون فرد شهید یا جانباز کارمند صنایع هواپیمایی بوده. البته کارمند های عادی هم جداگانه میتونن بیان.  مثل دایی کوچیکم.  30 ام شد و وسایلمون رو جمع کردیم.  دایی بزرگم و زن داییم اومدن خونمون و با هم رفتیم.  بماند که چقدر روزشماری کردم برای رفتن.  چون من و بجه ها همیشه تو صهاشهر سوار تاب های دو طرفه چند نفره میشدیم و خیلی خوش میگذشت.  شب اول شام مرغ کنتاکی بود.  من رون خ...
10 شهريور 1401

سایه فوت کرد

همین. در 94 سالگی دقیقا 6 ماه بعد ازز آلما همسرش سایه (هوشنگ ابتهاج) فوت کرد امروز ساعت 3 شب فهمیدم میشه گفت 2 و 47 دقیقه هیچوقت زمانی که مینشستم رو پاش و با ریشش بازی میکردم رو یادم نمیره نمیدونم چی بگم چی میتونم بگم؟
19 مرداد 1401